تبليغاتX
Google Page Rank JAMESHARAB
اگه از وبلاگم خوشت اومد نظر بده

تقدیم به کسی که از همه بیشتر دوستش دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

میدونم با این پست کلمو به باد میدم

بخدا همش شوخی...

تقديم به.........

ديگه دوستت ندارم برو بمير

برو و ديگه سراغمو نگير

ميدونم دوستم نداری به درک

به جهنم که منو تو نميخوای

گوش من پر شده از شر و ورات

ديگه خر نيستم نميميرم برات..! 

برو که ديگه برات نيستم هلاک

برو يه گوشه ای زود بزن به چاک

من خودمو تو دردسر میندازم حداقل از من پشتیبانی کنید نظر بدبد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

عشق يعني حسرت شبهاي گرم

عشق يعني ياد يک روياي نرم

عشق يعني يک بيابان خاطره

عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

عشق يعني گفتني با گوش کر

عشق يعنب ديدني با چشم کور

عشق يعني تا ابد بي سرنوشت

عشق يعني آخر خط بهشت

عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها

عشق يعني آبي بي انتها

عشق يعني يک سوال بي جواب

عشق يعني راه رفتن توي خواب

     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 4:58 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

دخترا در 18 سالگی مثل توب فوتبال اند که 22 نفر دنبالشن...

در 28 سالگی مثل توب هند بالن که 10 نفر دنباشن...

در 38 سالگی مثل توب گلفن که فقط یک نفر دنبالشه...

در 48 سالگی مثل توب بینگ بونگ اند که دو نفراو نو داران از خودشون دور میکنند..

در 58 سالگی مثل توب جنگی اند (بمب) که همه از دسش فرار میکنند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

روزی جمعی از مریدان به نزد شیخ پیر شهر رفتند که ای شیخ مدتی است دخترها در شهر شلوار کوتاه می پوشند و پسران همواره پیرامون دختران می چرخند سخنی بگو در این باب تا چاره ایی کنیم . شیخ خروشید و از جا برخاست و فریاد زد که خاموش باشید که اندر کوتاهی شلوار دخترها بسیار فایده باشد . مریدان انگشت حیرت به دهان ماندند . شیخ گفت : گر شلوار دخترها کوتاه باشد پسران همواره سر به پایین داشته باشند و چون سر به زیر باشند هم از چاله های خیابان در امان بمانند و هم از گزند نگاه به صورت نامحرم و تیر شیطان . پس چنین نقل شده است که ...

الا ای دختر که شلوارت بلند است               بیا از کوچه ما هم گذر کن

برای حفظ من از شر شیطان                   کمی شلوار خود کوتاه تر کن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

به یاد بوسه هایت

به یاد خنده هایت و

به یاد دوستت دارم گفتن هایت

هر شب مهتاب را به بسترت می فرستم 

خوب من

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی

 قبل از آنکه شخص دیگری را

بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

همیشه افرادی هستند که تورا می آزارند با این حال همیشه به دیگران اعتماد کن

فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار

بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که تو انتظارش را نداری

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون

 هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو شود

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد

ولی قلب تو را لمس کند

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد

 به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 
دوستت دارم نه بخاطر شخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

سلام

حالتون چطوره

چند روزه که وقت پست گذاشتن ندارم

ازاین بابت شرمنده ام . ولی تا مطلب یا عکسی که

خودم باهاش حال نکنم پیدا نشه پست جدید نمیزارم.

ولی خودمونیم درسته که من برای دل خودم کار میکنم ولی هدف اصلی

من از این کار پیدا کردن دوست بوده و هست پس با نظرات خودتون منو خوشحال کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

سلام

به خدا من یه آرزو بیشتر ندارم

این عکسم که میزارم فقط بخاطر اینکه دیدم قشنگه

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

مرا صدبار اگر از خود برانی دوستت دارم

به زندان جنایت هم کشانی دوستت دارم

به جرم عشق تو صد زخم کاری درجگر دارم

جگر سهل است اگر خاکم کشانی دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

سلام عزیزان

من خودم دارم از این عکس پائین حال میکنم

تو صفحه می درخشه

از زمینه مشکی خیلی خوشم میاد

خیلی راحت میشه با این رنگ ارتباط برقرار کرد.

    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 10:36 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 

خواهم که باردیگرنامت به لب برانم

تا عطرگل بگیرد تن پوش روح و جانم

دراین جهان هستی حق است عشق ومستی

درعرش یا که پستی بگذارتا بمانم

چندیست از محبت چیزی به خاطرم نیست

برما کمی نظر کن ای خوب مهربانم

دیریست در دل من منزل گزیده پائیز

جای بهارخالی حالا که من خزانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط سلمان - ر یحانه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

نوشته های پیشین
مهر 1385
فروردین 1385
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
پیوندها
مامی نرگسی در بلاگفا
آموزش هک
ترفند 2006
مسیح مهربان
استاد ترلان
تنهاترین
جهانگیر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان